تورامن چشم در راهمچندی است زود به زود دلم تنگ می شود
چشمم به محض یاد تو خونرنگ می شود
شاید که قلب خسته ام از جنس شیشه است
یا اینکه گاه٬ تیر غمت سنگ می شود
>>>>>...............................................<<<<<
آسمان این روزها ابری است٬دیده ها بی تاب و دریایی
در فضا عطر تو پیچیده٬ ای که می گویند می آیی!
آنقدر نام تو را خواندم٬ نام خویش از خاطرم رفته
تو اگر لیلای مجنونی!من کیم؟مجنون لیلایی؟
مهر تو تقسیم بر دلها٬می دهد یک عالمه پاکی
زندگی منهای تو یعنی:زندگی منهای زیبایی
دوری ات این روزها سخت است٬خوب من!دیگر نگو فردا!
راستش٬فردا کمی دیر است٬خُب چرا امشب نمی آیی؟
|
|